السيد الطباطبائي
174
مجموعه رسائل ( فارسى )
منتهى مىشود . تقسيم تصديق به اين دو قسم به اين دليل است كه ، قضيه يا در حصول علم يقينى به آن ، محتاج تصديق ديگر نيست و يا به تصديق ديگرى محتاج است ؛ نوع اول ضرورى و بديهى و نوع دوم نظرى ناميده مىشود . و دليل اين كه نظرى به بديهى منتهى مىشود اين است كه : از آنجا كه حصول تصديق نظرى بر تصديق ديگرى توقف دارد ، به نحوى كه اگر آن تصديق حاصل نشود اين هم حاصل نخواهد شد ، اگر آن تصديق نيز چنين باشد بايد به تصديق ديگرى منتهى شود ، و اين سلسله در يك حد توقف نيابد آنگاه اصلا نبايد هيچ تصديقى صورت گيرد و اين خلف است و مستلزم حدود غير متناهى بالفعل بين دو حد موضوع ومحمول ، يا مقدم و تالى ، خواهد بود كه اين نيز خلف است . ( ارسطو ) در تعليم اول مىگويد : بعد از روشن شدن اين كه اين عدم تناهى چه بسا در محمولات يك موضوع معين . مانند محمول آن و محمول محمول آن و همينطور تا آخر صعود كند ، و چه بسا در موضوعات يك محمول معين ، مانند موضوع آن و موضوع موضوع آن و همينطور تا آخر نزول كند ، و چه بسا در وسايط محصور بين موضوع و محمول قضيه جريان يابد مىگوييم وسايط بين دو حد ايجاب . مثلًا در اين قضيه كه : « هر ب الف است » ، متناهى است . در اين مثال وسايط بين « الف » و « ب » متناهى است ، و اين وسايط عبارت از اشيائى است كه « الف » بر هر يك از آنها حمل مىشود و هر يك از آنها بر « ب » حمل مىشوند ، و بعضى از آنها به ترتيب بر بعضى ديگر حمل مىشود ، و اين امر بدين خاطر است كه اگر اين وسايط نامتناهى باشند . بايد هر گاه از طرف « ب » شروع كرده و به ترتيب بالا رويم يا از طرف « الف » شروع كرده و به ترتيب پايين برويم هرگز به طرف دوم نرسيم ؛ و در اينجا فرق نمىكند كه بعضى از آنها را به ترتيب و بدون واسطه اخذ كنيم . يا بعضى را اخذ كرده و بعضى ديگر را كه بين آنهاست كنار بگذاريم ، يا همه وسايط را به طور متوالى و بدون واسطه بين آنها اخذ كنيم و يا همه آنهارا بدون ترتيب اخذ كنيم ؛ در هر حال تا بىنهايت